خیابانهایی که هر هفته زنده میشوند
صبح پنجشنبه است. خیابانی که دیروز فقط چند ماشین رد میشدند، ناگهان رنگارنگ میشود. چادرهای صورتی و زرد روی استوانههای فلزی کشیده میشود. بساط میوه و سبزی، لباس و ظروف، یکی پس از دیگری پهن میگردد. راستهها شکل میگیرد. بوی غذا از یک طرف، صدای چانهزدن از طرف دیگر فضا را پر میکند.
این صحنه، نه در بازار تبریز یا اصفهان، که در قلب مکزیک رخ میدهد.
مکزیکیها به این بازارهای هفتگی میگویند «تیانگیس» (Tianguis)؛ واژهای از زبان ناهواتل، زبان آزتکهای باستان، به معنای «بازار» . این بازارها هنوز نفس میکشند و هر هفته در شهرها و روستاهای مکزیک برپا میشوند. نکته شگفتانگیز اینجاست: هرچه بیشتر به تیانگیس نگاه میکنیم، بیشتر یاد بازارهای سنتی خودمان میافتیم.
از آزتکها تا قاجار؛ ریشهای مشترک در تاریخ 🏛️
آزتکها تا قاجار؛ ریشهای مشترک در تاریخ 🏛️
تیانگیسها پیشینهای به بلندای تمدن مکزیک دارند. در دوران پیشاکلمبی، بازارهای آزتکها آنچنان بزرگ بودند که فاتحان اسپانیایی را شگفتزده میکردند . بازار تلاتلولکو در مکزیکوسیتی، روزانه صدها هزار نفر را در خود جای میداد.
پس از ورود اسپانیاییها، این بازارها نهتنها از بین نرفتند، بلکه با فرهنگ اروپایی تلفیق شدند و به حیات خود ادامه دادند. امروزه تیانگیسها در سراسر مکزیک، از پایتخت گرفته تا روستاهای کوچک، هر هفته برپا میشوند .
در ایران نیز بازارهای سنتی قدمتی چندینهزارساله دارند. از دوران هخامنشی تا صفوی و قاجار، بازار قلب تپنده شهرها بوده است. بازار تبریز، بازار اصفهان، بازار وکیل شیراز؛ هرکدام قصهای برای گفتن دارند.
شباهت: در هر دو فرهنگ، بازار فقط یک مکان اقتصادی نیست. بازار، هویت شهری و حافظه تاریخی یک ملت است.
چادرهای رنگارنگ و راستههای آشنا 🏗️
تیانگیسها معمولاً صبح زود (حدود ۸ صبح) با چادرهای پارچهای صورتی، زرد و قرمز برپا میشوند. فروشندگان با میلههای فلزی و چوب، سازههای موقتی میسازند و بساط خود را میچینند .
راستهها هم مثل بازارهای ما تفکیک شده است:
- 🥭 یک ردیف میوه و سبزی تازه از کشاورزان محلی
- 👕 یک ردیف لباس و کفش با قیمتهای مناسب
- 🌮 یک ردیف غذای آماده که عطرش تا انتهای خیابان میپیچد
- 🏺 یک ردیف صنایعدستی، سفال و منسوجات
- 🌻 یک ردیف گل و گیاه
- 📻 یک ردیف وسایل دستدوم و عتیقه
- محققان دانشگاه خودمختار بارسلونا این نوع معماری موقت را «لایهای از معماری بومی» مینامند که روی معماری رسمی شهر سوار میشود و فضای شهری را موقتاً تغییر میدهد.
جایی برای خرید نیست، جایی برای زندگی کردن است! 🫂
شاید مهمترین شباهت تیانگیس و بازار ایرانی، کارکرد اجتماعی آن باشد. تحقیقات میدانی دانشگاه تسینگهوا نشان میدهد که تیانگیسها یک «جامعه کوچک» میسازند که در آن اعضا به هم کمک میکنند و با هم زندگی میکنند .
در تیانگیس:
- · 👨👩👧👦 خانوادهها و همسایهها جمع میشوند
- · 💬 از احوال هم باخبر میشوند
- · 🫖 گپ میزنند و چای یا قهوه مینوشند
- · 🍽️ ناهار را همان جا میخورند
- · 🧒 بچهها بازی میکنند
دقیقاً مثل بازار خودمان. یادش بخیر، حاج حسن سبزیفروش همیشه برای مشتریهای قدیمی چای میریخت. استاد رضا مسگر موقع فروش، از پسرش میگفت که دانشگاه قبول شده. خانم محمدی برای خرید بعدی، یک کاسه ماست اضافه میگرفت.
تیانگیس هم همین است. رابطه فروشنده و مشتری، رابطهای انسانی است، نه صرفاً اقتصادی.
حرف آخر: دو ملت، یک روحیه ❤️
تیانگیسهای مکزیک و بازارهای ایران، با هزاران کیلومتر فاصله، یک چیز مشترک دارند: آنها هنوز جای انسانها هستند. جای دادوستد، اما از نوع انسانیاش. جایی که هنوز فروشنده و خریدار، قبل از معامله، احوالپرسی میکنند.
در دنیای پاساژهای مدرن و فروشگاههای زنجیرهای، این بازارهای سنتی مقاومت میکنند؛ در مکزیک و در ایران.


دیدگاهتان را بنویسید