عشقی که به خاکستر تبدیل شد
در افق مکزیکوسیتی، دو کوه بلند دیده میشوند. یکی همیشه دود از قلهاش بلند است. دیگری خاموش و آرام، شبیه زنی که به پشت خوابیده.
این دو، پوپوکاتپتل (Popocatépetl) و ایستاچیواتل (Iztaccíhuatl) هستند. دو آتشفشان، دو عاشق، دو اسطوره.
میگویند روزگاری این دو، انسان بودند. عاشق هم شدند. اما تقدیر بد، آنها را از هم جدا کرد. حالا یکی همیشه آتش دارد، از فراق. دیگری خاموش است، در خواب ابدی.
در این پست، داستان این دو عاشق را میخوانید. داستانی که مکزیکیها نسل به نسل برای بچههایشان تعریف کردهاند.
پوپوکاتپتل کیست؟
پوپوکاتپتل یعنی “کوه دودکن” به زبان ناهواتل. دومین قله بلند مکزیک است با ارتفاع ۵۴۲۶ متر.
این آتشفشان یکی از فعالترین آتشفشانهای جهان است. از سال ۱۹۹۴ تا امروز، مدام فورانهای کوچک دارد. گاهی دودش تا ۲۰ کیلومتر بالا میرود.
مکزیکیها بهش میگویند “ال پوپو”. از دور که نگاهش کنی، همیشه یک ستون دود بالای سرش میبینی.
ایستاچیواتل کیست؟
ایستاچیواتل یعنی “زن سفید”. سومین قله بلند مکزیک با ارتفاع ۵۲۳۰ متر.
این آتشفشان خاموش است. آخرین فورانش هزاران سال پیش بوده. از دور، شبیه زنی است که به پشت خوابیده. موهای بلندش پهن شده روی زمین، سینهاش بالا آمده، پاهایش کشیده.
به همین خاطر بهش میگویند “زن خفته”.
داستان عشق پوپو و ایستا
روزگار آزتکها
در زمانهای دور، وقتی آزتکها در دره مکزیک زندگی میکردند، رئیس قبیلهای بود به نام تزکاتلیپوکا. او یک دختر داشت به نام ایستاچیواتل. دخترش زیباترین زن قبیله بود.
جنگجوی جوانی در قبیله بود به نام پوپوکاتپتل. او عاشق ایستا بود. ایستا هم عاشق او.
رئیس قبیله گفت: “پوپو، اگر میخواهی با دخترم ازدواج کنی، باید به جنگ بروی و از قبیله در برابر دشمنان دفاع کنی. پیروز برگرد، دخترم مال توست.”
رفتن به جنگ
پوپو به جنگ رفت. ماهها گذشت. خبری از او نبود. تا اینکه یک روز، خبر آوردند پوپو در جنگ کشته شده.
ایستا با شنیدن این خبر، از غم دیوانه شد. نخوابید، نخورد، نیاشامید. چند روز بعد، از غم مرد.
بازگشت پوپو
اما پوپو نمرده بود. خبر اشتباه بود. وقتی برگشت و دید ایستا مرده، دیوانه شد. جنازه ایستا را برداشت، برد بالای کوه.
مشعل روشن کرد و کنار جنازه ایستا نشست. از غم، شب و روز گریه کرد. آنقدر گریه کرد که اشکهایش آتش شد.
خدایان به حالشان رحم کردند. پوپو را تبدیل کردند به آتشفشانی که همیشه دود دارد. ایستا را به کوهی خاموش و سفید. تا برای همیشه کنار هم بمانند.
حالا پوپو همیشه بالای سر ایستا دود میکند. انگار هنوز مشعل را روشن نگه داشته، تا معشوقهاش تنها نماند.
پوپوکاتپتل امروز
پوپو یکی از مراقبتشدهترین آتشفشانهای جهان است. همیشه زیر نظر دانشمندان است.
هر وقت کوچکترین نشانهای از فوران بزرگ بدهند، منطقه را تخلیه میکنند. ۲۵ میلیون نفر در اطرافش زندگی میکنند. پس باید مراقب بود.
آخرین فوران بزرگش در سال ۲۰۰۰ بود. ۵۰ هزار نفر را تخلیه کردند. اما خوشبختانه فوران بزرگ نشد.
ال پوپو حالا هم هر چند روز یک بار، کمی خاکستر بیرون میدهد. مثل اینکه دارد یاد عشقش را زنده نگه میدارد.
ایستاچیواتل امروز
ایستا خاموش است. آتشفشانشناسان میگویند احتمال فوران دوبارهاش خیلی کم است. اما میشود از بالایش بالا رفت.
برای کوهنوردان، ایستا یک چالش خوب است. سختتر از پوپو نیست، اما آسان هم نیست. از مکزیکوسیتی، تورهای کوهنوردی میروند ایستا.
بالای ایستا، مناظری میبینی که تا آخر عمر یادت نمیرود. دره مکزیک زیر پایت است. پوپو هم آن طرف، دارد دود میکند.
ایستا و پوپو در فرهنگ مکزیک
این دو آتشفشان فقط کوه نیستند. بخشی از هویت مکزیک شدهاند.
نقاشی
نقاشان بزرگی مثل خوزه ماریا ولاسکو و دیهگو ریورا بارها این دو را نقاشی کردهاند. ولاسکو که عاشق منظرههای مکزیک بود، کلی نقاشی از پوپو و ایستا دارد.
شعر و ادبیات
شاعران مکزیکی زیاد دربارهشان شعر گفتهاند. معروفترینش شاید شعری باشد که بچهها در مدرسه یاد میگیرند:
“پوپوکاتپتل و ایستاچیواتل، دو عاشق ابدی، یکی آتش، یکی برف.”
اسمها
بسیاری از شهرها و خیابانها و پارکها به نامشان نامگذاری شده. حتی یک برند آبجو هم به اسم “پوپو” داریم.
پارک ملی ایستا-پوپو
این دو آتشفشان در یک پارک ملی به نام “پارک ملی ایستاچیواتل-پوپوکاتپتل” قرار دارند. پارکی به وسعت ۴۰ هزار هکتار.
اینجا جای خوبی برای:
- کوهنوردی
- کمپینگ
- دوچرخهسواری کوهستان
- تماشای پرندگان
- عکاسی
از مکزیکوسیتی تا پارک، فقط ۲ ساعت راه است.
عشقی که خاکستر شد
پوپو و ایستا فقط دو کوه نیستند. یک داستان هستند. داستان عشقی که مرگ هم نتوانست از بین ببرد.
هر وقت دود پوپو را میبینی، یادت بیاید که او هنوز دارد عشقش را زنده نگه میدارد. هر وقت برف ایستا را دیدی، یادت بیاید که او در خواب ابدی، هنوز منتظر معشوق است.
مکزیکیها این داستان را دوست دارند. چون بهشان یادآوری میکند که عشق واقعی هیچ وقت نمیمیرد. حتی اگر خاکستر شود.


دیدگاهتان را بنویسید