شهری در دل کوههای رنگین
در ایالت گواناخواتو مکزیک، شهری هست که انگار از دل یک تابلو نقاشی بیرون آمده. خانههای رنگارنگش روی تپهها چسبیدهاند به هم. کوچههای سنگفرش باریکش پیچ و خم دارند. از هر زاویهای نگاه کنی، یک نقاشی جدید میبینی.
اسمش گواناخواتو است. اما بعضیها بهش میگویند “چیلپا”. یعنی شهر رنگها.
در این پست، شما را به یکی از زیباترین شهرهای دنیا میبریم. شهری که رنگهایش هر سال تازه میشود، اما تاریخش همیشه کهن میماند.
چرا به آن میگویند شهر رنگها؟
گواناخواتو یک ویژگی دارد که توی هیچ جای دنیا نظیرش را پیدا نمیکنید: خانههای رنگارنگ که روی تپهها چسبیدهاند به هم، پشت سر هم، انگار که دارند از کوه بالا میروند.
رنگها: صورتی، آبی، زرد، سبز، نارنجی، قرمز. همه رنگهای دنیا را یک جا میبینی.
- اما نکته جالبتر: مردم این شهر هر سال خانههایشان را دوباره رنگ میکنند. با رنگهای جدید. پس شهر هر سال یه جور جدید میشود.
تاریخچه؛ از معدن نقره تا میراث جهانی
دوران استعمار
گواناخواتو در قرن شانزدهم توسط اسپانیاییها ساخته شد. دلیلش ساده بود: نقره.
کوههای اطراف شهر پر بود از معادن نقره. اسپانیاییها آمدند و شهر را ساختند تا کارگران معدن آنجا زندگی کنند.
ثروت افسانهای
معادن گواناخواتو آنقدر نقره داشت که میگویند یک سوم نقره دنیا از اینجا بیرون آمد. این ثروت، شهر را به یکی از مهمترین شهرهای استعماری تبدیل کرد.
امروز
سال ۱۹۸۸، مرکز تاریخی گواناخواتو در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد. امروزه این شهر یکی از محبوبترین مقاصد گردشگری مکزیک است.
جاهایی که باید دید
تئاتر خوارز (Teatro Juárez)
یکی از زیباترین تئاترهای مکزیک. نمای بیرونیاش شبیه معابد یونانی است. داخلش طلاکاری شده. سالناش ۱۰۰۰ نفر جا دارد. هنوز هم برنامههای هنری در آن برگزار میشود.
کلیسای سن دیهگو (Templo de San Diego)
نمای زرد رنگش از دور پیداست. معماری باروکش چشم هر بینندهای را خیره میکند.
دانشگاه گواناخواتو
یکی از قدیمیترین دانشگاههای مکزیک. پلههای بلندش از دور معلوم است. دانشجوها روی پلهها نشستهاند، کتاب میخوانند، گپ میزنند، قهوه میخورند.
کوچه بوسه (Callejón del Beso)
معروفترین جای شهر. کوچای آنقدر باریک که بالکنهای دو طرف تقریباً به هم چسبیدهاند.
داستان عاشقانه دارد: دختری توی یکی از این خانهها زندگی میکرد، عاشق پسری توی خانه بغلی شد. پدر دختر اجازه نمیداد. آنها توی این کوچه، از بالکنها همدیگر را میبوسیدند.
امروز میگویند اگر زوجی توی این کوچه همدیگر را ببوسند، عشقشان تا ابد ماندگار میشود.
بازار ایدالگو (Mercado Hidalgo)
بازار قدیمی شهر با سقف آهنی. پر از صنایعدستی، شیرینیهای محلی، و غذاهای خیابانی. جای خوبی برای خرید سوغاتی.
جشنواره بینالمللی سروانتینو (Festival Internacional Cervantino)
گواناخواتو هر سال در ماه اکتبر میزبان یکی از بزرگترین جشنوارههای هنری جهان است.
این جشنواره به افتخار میگل د سروانتس، نویسنده دن کیشوت، نامگذاری شده. هنرمندانی از سراسر دنیا میآیند و توی خیابانها و تئاترهای شهر اجرا میکنند.
تئاتر، موسیقی، رقص، نمایشگاه نقاشی، فیلم. یک ماه تمام شهر پر از هنر است.
شهر زیر زمینی
یکی از عجیبترین چیزهای گواناخواتو، خیابانهای زیرزمینی آن است.
توی دل کوه، تونلهایی زدهاند که ماشینها از داخلش رد میشوند. این تونلها زمانی بخشی از معادن بودند، بعد تبدیل شدند به خیابان.
از بالای شهر که نگاه کنی، ماشینها را میبینی که از دل کوه بیرون میآیند.
موزه مومیاییها (Museo de las Momias)
این موزه را هیچجا ندیدهاید.
توی قبرستان شهر، جسدها به خاطر خاک خاص منطقه، خودشان مومیایی شدهاند. نه با دست. طبیعی.
حالا این مومیاییها را توی موزه گذاشتهاند. عجیب است، ترسناک است، اما تاریخی است.
غذاهای گواناخواتو
- انچیلاداس مینراس (Enchiladas Mineras)
غذای معدنچیها. تورتیلا با سس قرمز، سیبزمینی، هویج و پنیر. با کاهو و تربچه تزئین میشود.
- گوردیتاس د تورنو (Gorditas de Horno)
نانهای کوچک پر شده با گوشت خوک یا پنیر. توی تنور پخته میشود.
- کاخوئتا (Cajeta)
دسر معروف شهر. شیرینی که از شیر بز درست میشود. با نان میخورند. توی شیرینیها میریزند. بستنی کاخوئتا هم دارد.
- فرسکاس (Frescas)
نوشیدنیهای رنگارنگ میوهای که توی خیابان میفروشند. با آب، میوه تازه و شکر. عطرش تا ۱۰۰ متری میآید.
شهری که باید دید
گواناخواتو را باید دید. نه در عکس، نه در فیلم. از نزدیک.
باید توی کوچههای باریکش قدم زد. روی پلههای دانشگاه نشست. از بالای شهر به خانههای رنگارنگ نگاه کرد. بوی کاخوئتا را حس کرد.گواناخواتو فقط یک شهر نیست. یک نقاشی زنده است. یک شعر است. یک عشق است.


دیدگاهتان را بنویسید